بررسی نحوه توزیع مالیات
دنیای اقتصاد: گزارش پژوهشی اتاق بازرگانی ایران، با بررسی دادههای نظرسنجی، عوامل تاثیرگذار بر وضعیت کسبوکارها در کشور را شناسایی کرده است. طبق این گزارش، ناعادلانه بودن فرآیند مالیاتستانی یکی از عوامل اصلی تضعیف وضعیت کسبوکارها به شمار میرود. نتایج این تحقیق نشان میدهد که توزیع نامتناسب درآمدهای مالیاتی بین استانها، نقض وعدههای توزیع عادلانه منابع را در پی داشته است. برخلاف شعارهای حمایت از مناطق محروم، استانهای توسعهیافتهتر از سهم بیشتری از درآمدهای مالیاتی دولت برخوردارند، در حالی که انتظار میرود این منابع به استانهای کمتر توسعهیافته منتقل شود.



عدم توزیع کارآمد مالیات
موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامهریزی در مجموعه گزارشهایی تحت عنوان «سیمای استانها در بهبود کسبوکار»، به بررسی چالشهای اصلی توسعه کسبوکار در ایران پرداخته است. در این مجموعه، پیش از این دو گزارش به موضوعات «غیرقابل پیشبینی بودن و نوسانات قیمت مواد اولیه و محصولات» و «دشواریهای تأمین مالی از بانکها» پرداخته شده بود که توسط «دنیای اقتصاد» مورد تحلیل قرار گرفت. در گزارشهای جدید، تمرکز بر «رویههای ناعادلانه مالیاتستانی» و «بیثباتی سیاستها و قوانین» قرار دارد.
محیط کلان کسبوکار در کشور تحت تأثیر عوامل مختلفی مانند اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، حقوقی، زیستمحیطی و فناوری قرار دارد که برخی از این عوامل قابل بررسی و تحلیل در سطح ملی و برخی در سطح استانی هستند. مطابق با ماده 4 قانون بهبود مستمر محیط کسبوکار (مصوب 1390)، اتاقهای بازرگانی و تعاون موظف به تهیه شاخصهای ملی محیط کسبوکار و ارائه گزارشهای فصلی و سالانه به تفکیک استانها و حوزههای مختلف اقتصادی هستند.
از سال 1395، گزارشهای ملی با ارزیابی 70 مولفه پیمایشی و آماری منتشر شده است که اطلاعات ارزشمندی در سطح استانی به دست میدهد. اداره کل بهبود فضای کسبوکار موسسه آموزش و پژوهش مدیریت و برنامهریزی قصد دارد با تحلیل این مولفهها در طی 7 سال گذشته، ضمن ارائه گزارشهای مقایسهای بین استانها، اثرگذاری ملی و استانی آنها بر بهبود محیط کسبوکار را بررسی کرده و توصیههای سیاستی لازم را ارائه دهد.
رویههای ناعادلانه ممیزی و دریافت مالیات در سطح ملی به دلایل ساختاری و مدیریتی مختلفی وابسته است که طبق نظر خبرگان، حدود 50 درصد از این چالشها ریشه در مشکلات کلان کشور دارد. عدم شفافیت در قوانین مالیاتی موجب برداشتهای متفاوت و ناعادلانه در فرآیند ممیزی میشود. همچنین، عدم بهرهمندی از فناوریهای نوین و اتکاء به فرآیندهای دستی، خطاهای انسانی را افزایش داده و بر کارایی این سیستم تأثیر منفی میگذارد.
آموزش ناکافی مؤدیان در خصوص حقوق و وظایفشان، آنان را در معرض اشتباهات و ناعادلانه بودن فرآیند ممیزی قرار میدهد. نبود سازوکارهای مؤثر برای رسیدگی به شکایات، باعث کاهش اعتماد مؤدیان به سیستم مالیاتی میشود. علاوه بر این، عدم یکپارچگی اطلاعات مالی و فقدان سیستم جامع برای تجمیع و تجزیهوتحلیل دادهها، دقت ارزیابیها را کاهش میدهد. تأثیرات سیاسی و فشارهای نفوذی نیز میتواند موجب معافیت یا کاهش مالیات برای برخی افراد خاص شود، که این امر عدالت در فرآیند مالیاتی را زیر سوال میبرد. همچنین، عدم وجود معیارهای روشن و شفاف برای ارزیابی مالیاتی، باعث میشود فرآیند ممیزی به طور ناعادلانهای انجام گیرد.
از سوی دیگر، نبود شفافیت در هزینهکردهای دولت و عدم وجود مشوقهای مالیاتی برای حمایت از کسبوکارهای کوچک، موجب نارضایتی و فشار بر این بنگاهها میشود. در نهایت، آموزش و پشتیبانی ناکافی برای ممیزان مالیاتی نیز به افزایش خطاها و ناعادلانه بودن فرآیند ممیزی منجر میشود.
با استفاده از دادههای خام طرح، میانگین امتیاز هر مولفه (که در آن امتیاز 1 نشاندهنده بهترین وضعیت و امتیاز 10 نشاندهنده بدترین وضعیت است) برای هر استان در طول دورههای اجرای طرح از ابتدا تاکنون استخراج شده و وضعیت استانها در قالب نمودارها و جداول آماری با یکدیگر مقایسه میشود.
یکی از مولفههایی که از ابتدای اجرای طرح بهطور مستمر مورد ارزیابی قرار گرفته، «رویههای ناعادلانه ممیزی و دریافت مالیات» است. این مولفه در 30 دوره از اجرای طرح بهعنوان یکی از 5 مانع اصلی در برابر کسبوکارها مطرح شده و میانگین امتیاز شاخص آن در طول این دورهها معادل 6.68 بوده است. این امتیاز نشاندهنده وضعیت نسبی نامطلوبی در زمینه ممیزی و دریافت مالیات و چالشهای موجود در این حوزه است.

تحلیل جغرافیایی و اجتماعی توزیع مالیات
استانهای دورافتاده و کوهستانی به دلیل دسترسی محدود به خدمات مالیاتی و فرآیندهای ممیزی، با چالشهای بیشتری روبهرو هستند. همچنین، نابرابری در دسترسی به اطلاعات مالیاتی در میان استانها باعث میشود برخی مؤدیان نسبت به قوانین آگاهی بیشتری داشته باشند، در حالی که سایرین با کمبود اطلاعات مواجهند. عوامل اجتماعی و فرهنگی مانند قومیت، مذهب و تاریخ محلی نیز میتوانند تأثیر زیادی بر تعامل مردم با سیستم مالیاتی داشته باشند. فساد اداری در برخی استانها، از جمله رشوهخواری و سوءاستفاده از قدرت، یکی دیگر از عوامل ناعادلانه بودن فرآیند ممیزی است. علاوه بر این، تفاوت در اجرای سیاستهای مالیاتی در استانهای مختلف میتواند به تشدید نابرابریها در این زمینه بیانجامد.
بررسی دادههای موجود از دو منبع نظرسنجی پیمایشی و آمارهای رسمی نشان میدهد که مولفه «رویههای ناعادلانه ممیزی و دریافت مالیات» یکی از مهمترین موانع کسبوکارها در طول 30دوره اجرای طرح بوده و بهرغم برخی اقدامات دستگاههای اجرایی مربوط، تغییر محسوسی در بهبود این وضعیت مشاهده نشده است. استانهای صنعتی که میزبان صنایع بزرگ و اساسی کشور هستند، بیشترین سهم مالیات پرداختی را به خود اختصاص دادهاند، درحالیکه استانهای با اقتصاد کشاورزی و سهم پایین صنعتی کمترین سهم را دارند.
رابطه معکوس در دریافت مالیات
افزایش نارضایتی نمیشود، بلکه عملکرد واحدهای مسئول استانی و عوامل مؤثر دیگر نقش بیشتری در این موضوع دارند. همچنین، تفاوتهای قابلتوجهی در میزان پرداخت مالیات بین استانهایی با سهم مشابه در تولید ناخالص داخلی وجود دارد که نیازمند تحلیل دقیقتری است.
برای بهبود عدالت در ممیزی و دریافت مالیات در سطح ملی، اصلاح قوانین مالیاتی به منظور شفافیت و عدالت، توسعه سیستمهای الکترونیکی جهت کاهش فساد، برگزاری دورههای آموزشی برای افزایش آگاهی، تقویت نظارت و کنترل، ایجاد نهادهای مستقل برای رسیدگی به شکایات، ارائه مشوقهای مالیاتی برای کسبوکارهای کوچک، سرمایهگذاری در زیرساختهای فناوری و تدوین سیاستهای منصفانه از اهمیت بالایی برخوردار است.
در سطح استانی نیز، تحلیل شرایط محلی، تشکیل کمیتههای ویژه، همکاری با نهادهای محلی، طراحی برنامههای حمایتی، نظارت بر عملکرد سازمانهای مالیاتی، ایجاد سیستمهای بومی برای ثبت و پیگیری مالیات، برگزاری جلسات مشاوره با مؤدیان و ترویج فرهنگ مالیاتی میتواند به شناسایی چالشها، کاهش نارضایتیها و بهبود فرآیندهای مالیاتی کمک کند. اجرای این اقدامات باعث افزایش رضایت مؤدیان، کاهش ناعادلانه بودن فرآیندها و تقویت اعتماد عمومی به نظام مالیاتی کشور خواهد شد.

تأثیر بیثباتی سیاستها
بیثباتی سیاستها، قوانین، مقررات و رویههای اجرایی مرتبط با کسبوکار به شرایطی اطلاق میشود که در آن تغییرات مکرر و غیرقابل پیشبینی در سیاستها، قوانین و مقررات اقتصادی، مالیاتی، تجاری و سایر حوزهها رخ میدهد. این وضعیت تأثیرات منفی زیادی بر کسبوکارها دارد، از جمله ایجاد عدم قطعیت، افزایش هزینهها، فرار سرمایهگذاران، رکود اقتصادی و کاهش اعتماد عمومی به سیستم اقتصادی.
تحلیل دلایل این بیثباتی در سطح ملی نشان میدهد که تغییر دولتها و احزاب سیاسی معمولاً باعث ایجاد تغییرات عمده در سیاستها میشود. همچنین، ضعف در نهادهای دولتی، ناکارآمدی در فرآیندهای سیاستگذاری، فشارهای بینالمللی همچون تحریمها و بحرانهای جهانی، منازعات داخلی، تغییرات مداوم در انتظارات جامعه، نبود شفافیت و وجود فساد، نوسانات اقتصادی، پیچیدگیهای قانونی و عدم هماهنگی میان نهادهای مختلف از جمله عوامل اصلی بیثباتی سیاستها و مقررات هستند.
به نظر میرسد که علل اصلی بیثباتی سیاستها، قوانین، مقررات و رویههای اجرایی مرتبط با کسبوکار در کشور، عمدتاً ناشی از مشکلات کلان ملی است که طبق نظر خبرگان، حدود 85 درصد این مسائل به چالشهای ملی باز میگردد.
دلایل ساختاری و مدیریتی عمده این بیثباتی شامل موارد زیر است: تغییرات سیاسی همچون جابهجایی دولتها و احزاب که اغلب بدون برنامهریزی مناسب انجام میشود؛ نارسایی در عملکرد نهادهای دولتی؛ ضعف در فرآیندهای تدوین سیاستها؛ تأثیر فشارهای بینالمللی مانند تحریمها و بحرانهای اقتصادی جهانی؛ منازعات داخلی سیاسی و اجتماعی که مانع از ایجاد برنامههای منسجم میشود؛ انتظارات متغیر و فشارهای اجتماعی؛ عدم شفافیت و وجود فساد در فرآیندهای تصمیمگیری؛ نوسانات اقتصادی و چرخههای بازار که موجب تصمیمگیریهای ناپایدار میشود؛ پیچیدگی و دستوپاگیری قوانین؛ نبود هماهنگی میان نهادهای دولتی که باعث تناقض و سردرگمی میشود؛ محیطهای سیاسی و اجتماعی ناپایدار؛ تغییرات فناوری که نیازمند اصلاحات فوری در قوانین است؛ تغییرات مداوم انتظارات بازار و مصرفکنندگان؛ تأثیر رسانهها و اطلاعات نادرست بر تصمیمگیریها؛ و کمبود دادههای کافی برای اتخاذ تصمیمات صحیح. این مجموعه عوامل، محیطی پر از عدم قطعیت و ناپایدار را برای کسبوکارها ایجاد میکند.
در سطح استانها، علیرغم مشکلات موجود در سطح ملی، عوامل خاصی وجود دارند که به بروز بیثباتی در سیاستها، قوانین و رویههای اجرایی مرتبط با کسبوکار کمک میکنند و حدود 15 درصد اثرگذاری به آنها نسبت داده میشود. این عوامل عبارتند از:
- عدم همراستایی سیاستهای استانی با سیاستهای ملی که باعث سردرگمی در اجرای قوانین و مقررات میشود.
- تغییرات سیاسی محلی و تغییرات مکرر در رهبری و سیاستگذاران که منجر به تدوین قوانین و سیاستهای جدید میشود.
- تأثیر گروههای ذینفع و نفوذ آنها که ممکن است باعث تغییرات ناگهانی در قوانین و مقررات شود.
- توسعه نابرابر مناطق که منجر به بیثباتی بیشتر در مناطق کمتر توسعهیافته میشود.
- چالشهای محیطی و تغییرات اقلیمی که به تغییرات سریع در سیاستها و قوانین نیاز دارند.
- تقاضاهای اجتماعی و فرهنگی محلی که فشارهایی را بر دولتهای استانی وارد میکند.
- مسائل امنیتی و اجتماعی نظیر جرم و جنایت یا ناآرامیهای اجتماعی که میتواند بر سیاستهای محلی تأثیر بگذارد.
- مسائل مربوط به مهاجرت که منجر به تغییرات سریع در نیازها و اولویتهای محلی میشود.
- درگیریهای اداری و رقابت میان نهادهای مختلف دولتی یا میان سطوح مختلف دولت که بیثباتی در سیاستگذاریها و تصمیمگیریها را تشدید میکند.
با توجه به محدودیتهای موجود در اصلاح سریع این عوامل کلیدی بیثباتی سیاستها، قوانین و مقررات در کوتاهمدت یا میانمدت، تحلیل دقیق این عوامل در سطح استانی میتواند به طراحی راهکارهای بهبود و کاهش بیثباتی در سیاستگذاریهای محلی کمک کند.
در طرح پایش ملی محیط کسبوکار، دادههای مربوط به 28 مولفه پیمایشی، از جمله بیثباتی سیاستها، برداشتهای سلیقهای از قوانین، رقابت غیرمنصفانه و فساد اداری، از طریق پرسشنامه جمعآوری شده است.
مولفه «بیثباتی سیاستها، قوانین و مقررات» با میانگین امتیاز 7.48 به عنوان یکی از پنج مانع اصلی کسبوکارها شناسایی شده است که تأثیرات منفی مستقیم و غیرمستقیم بر سایر مولفهها و شاخص کل دارد. تحلیل نتایج این مولفه در 30 دوره اجرای طرح نشان میدهد که استانها در این شاخص اختلاف قابلتوجهی با میانگین کل دارند. بررسی روند استانی و تحلیل دادهها میتواند به شناسایی عوامل مؤثر و ارائه راهکارهای اصلاحی کمک کند. این تحلیلها میتوانند نقشی کلیدی در بهبود محیط کسبوکار در استانها و رفع موانع اصلی، از جمله بیثباتی سیاستها، ایفا کنند.
لینک کوتاه : https://maliraz.com/?p=11578

